این مقاله را می نویسم در حالی که کنگره ششم فتح در بیت لحم واقع در کرانه باختری رود اردن آخرین لحظات برگزاری خود را سپری می کند.عجیب است که می توان در خصوص کنگره فتح و نتایج آن قبل از این که پایان یابد اظهار نظر کرد و نوشت. درواقع مسایل اساسی و مهمی که در دستور کار این کنگره قرار داشت در روز دوم از برگزاری آن مشخص شد و انچه که بعد از این زمان رخ می دهد ، مناقشه ، بررسی و اظهار نظر درباره مسایلی است که مطرح شده است. هرچند که از قبل مشخص بود که قرار است چه موضوعاتی در کنگره ششم فتح بررسی شود. به همین علت نیز می توان در خصوص نتایج آن سخن گفت در حالی که این نشست هنوز پایان نیافته است. من تلاش خواهم کرد تا بارزترین و برجسته ترین ملاحظات و گفتنی های این کنگره را رصد و ارزیابی کنم ، ملاحظاتی که همه انها از اصول و مبانی کنگره ها به دور بود و درعالم مناقشه های سیاسی عادی نیز کسی به آن نمی پردازد و موضوعات کم اهمیتی که اعضای فتح را از پرداختن به موضوعات مهم تری مانند سرنوشت مردم فلسطین و قضیه فلسطین باز داشت. نکته اول در خصوص عضویت کنگره ششم فتح است که یک عضویت مجهول ,و عجیبی بود به گونه ای که تا آخرین لحظات ، عضویت در آن قابل حذف و اضافه بود و هر گروه یا حزبی که خواهان عضویت در مجموعه مقامات فتح در کرانه باختری بود می توانست نام خود را به لیست اضافه کند تا شمار طرفداران و حامیان انان ( مقامات فتح در کرانه باختری ) افزایش یابد. این امر بدیهی است که عضویت باز و آزاد برای هر کنفرانس پویا و سازمانی به مثابه عضویت مشکوک در آن است. عضویتی که از قبل مسجل و نتایج آن نیز مشخص شده است و متاسفانه محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین نشست کمیته مقدماتی کنگره ششم درعمان را لغو کرد و شیوه عضویت در آن را تغییر داد و بدون توجه به آیین نامه های موجود که تعداد اعضاء را بین 1200 تا 1600 عضو تعیین کرده است ، این تعداد را به 2250 عضو رساند و برای اعضایی که بر هر دلیلی ( امنیتی ، موانع اداری و... ) نتوانستند در این اجلاس شرکت کنند فورا اعضای جایگزینی که از جناح خود ( محمود عباس ) حمایت می کنند، تعیین کرد. نتیجه این شد که تردید ها در خصوص عضویت فتح افزایش یافت و با این اقدام مشروعیت کنگره زیر سوال رفت. نکته دوم مربوط به اسناد ، آیین نامه و گزارش های کنگره ششم فتح است. اصولا هر کنگره ای که برگزار می شود خواه انجمن دانشجویان یا اتحادیه کارگری یا اتحادیه شغلی باشد وظیفه مهم و اساسی آن این است که گزارش یا گزارش هایی را تقدیم اعضای خود کنند که این گزارش اساسی " برنامه سیاسی یا ادبی " نامیده می شود و بعد از آن برنامه مالی و در اخر هم آیین نامه اداری است. ماموریت کنگره محاسبه مقامات آن بر اساس این آیین نامه ها است مبنی بر این که آیا جایگاه عضو قدیمی تثبیت می ماند یا عضو جدیدی باید گرفته شود و همه چیز باید بر اساس بررسی ها و روی حساب و کتاب انجام شود. جنبش فتح در این زمینه بسیار فعال بوده است به گونه ای که پنج یا شش برنامه سیاسی را از قبل آماده کرده بود و لازم بود یکی از آنها که تقدیم اعضای کنگره ششم می شود ، برنامه سیاسی اصولی و مبنایی باشد ولی اوضاع کاملا بر عکس بود و همه گزارش ها و برنامه های سیاسی این کنگره به حاشیه رانده و بدون هیچ راهکار یا برنامه جدیدی برگزار شد. عباس سخنرانی و مواضع اساسی و عمومی را تبیین کرد و در میان سرو صدا و قیل و قال اعضای شرکت کننده در آن که تا آن لحظه هیچ برنامه مشخصی را برای بررسی و مناقشه نداشتند ادامه کنگره به روز دوم موکول شد. در روز دوم گفته شد که اظهارات عباس همان برنامه سیاسی اصلی کنگره است و اعضا باید مطالب و موضوعات گفته شده در سخنان عباس را در دستور کار کنگره قرار بدهند و این موضوع خشم بسیاری از شرکت کنندگان را بر انگیخت و مناقشه داغ و حساسی میان برخی از اعضا و رئیس در گرفت. نکته سوم در خصوص نقش نیروهای امنیتی بود که در اطراف محل برگزاری این کنگره استقرار داشتند. در جریان درگیری لفظی شدید میان اعضای برجسته فتح و عباس، نیروهای امنیتی اعضای بلندپایه را مورد ضرب و شتم قرار دادند در حالی که برخی از آنان از جنبه سیاسی از عباس حمایت می کنند و سرتیپ توفیق طیراوی نیز در خلال این جریانات به گونه ای مورد ضرب نیروهای امنیتی قرار گرفت و در حالی که با دست های خود گردنش را گرفته بود به بیمارستان منتقل شد. علاوه بر طیراوی سرهنگ ابو احمد الشیوخی پنجاه و هفت ساله و سرهنگ ماجد حیمور نیز که از اردن آمده بود کتک خوردند و به بیمارستان منتقل شدند. این در حالی است که همه ساکنان کرانه باختری از چگونگی اعمال خشونت های نیروهای امنیتی فلسطینی علیه همشهریان خود و بازداشتی ها سخن می گفتند. حتی برخی از افراد در خصوص نظام پلیسی که تشکیلات خودگردان فلسطین آن را تشکیل داده است گفتگو می کردند. زمانی که اعضای فتح شرکت کننده در کنگره ششم این جنبش با چنین اقدامات وحشیانه و خشونت آمیزی مواجه می شوند ، مشخص است که سرنوشت و دورنمای قضیه فلسطین به کجا خواهد رسید و چگونه خواهد شد. این در حالی است که هیچ کسی حق اعتراض نداشت و در صورتی که قصد انتقاد یا اعتراضی را داشت باید گوشه نگاهی نیز به ماموران امنیتی می کرد تا با برخورد شدید انان مواجه نشود. در این جا باید اشاره کرد که این اتفاقات و حوادث برای نخستین بار است که در تاریخ جنبش فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین // ساف // صورت می گیرد. نکته چهارم در خصوص حضور و مشارکت اعضای فتح ساکن غزه و همچنین چگونگی مشارکت این اعضا در انتخابات کمیته های مرکزی است که بحث و جدل هایی را برپا کرد و تا روز آخر این کنگره نیز همچنان ادامه داشت. جزئیات این موضوع به ما ربطی ندارد و نمی خواهیم دلایل دعوت از اعضای فتح در غزه را برای مشارکت در کنگره ششم بدانیم ولی مهم این است که در مناقشاتی که صورت گرفت سخن از تعداد معینی از اعضای فتح ساکن غزه به میان آمد و آن این که از نوار غزه حدود 20 تا 23 نفر عضو کمیته مرکزی فتح خواهند بود و تعداد معین دیگری ( حدود 130 تا 150 نفر ) عضو شورای انقلابی خواهند بود.